سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
214
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
« هر كه را من مولاى اويم ، و در حالى كه دست بر شانه على زد ، اين على مولاى او است ، پروردگارا دوست بدار هر كس كه على را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه على را دشمن بدارد . اى مردم ! من سزاوارتر به مؤمنان از خودشان هستم و با بودن من آنان را حق امارت نيست ، پس از من ، على سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است و با وجود او آنان را حق امارت نيست ، سپس فرزندم حسن پس از پدرش سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است و آنان را با وجود او حق امارت نيست . سپس فرزندم حسين پس از برادرش سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است و با وجود او آنان را حق امارت نيست . » سپس حضرتش دوباره فرمود : « اى مردم ! هر گاه من به شهادت رسيدم على سزاوارتر به شما از خودتان است ، هر گاه على به شهادت رسيد ، فرزندم حسن سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است ، هر گاه فرزندم حسن به شهادت رسيد ، فرزندم حسين سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است ، هر گاه فرزندم حسين به شهادت رسيد فرزندم على بن الحسين سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است و با وجود او ، مؤمنان را حق امارت نيست ( سپس رو كرد به على و فرمود : ) اى على ! او را به زودى درك خواهى كرد و از قول من به او سلام برسان ، هر گاه او شهيد شد ، فرزندش محمّد سزاوارتر به مؤمنان از خودشان است و تو اى حسين او را درك خواهى كرد ، از قول من به او سلام برسان ، سپس در پى محمّد مردانى خواهند بود كه يكى پس از ديگرى خواهند آمد و با وجود آنان براى مؤمنان حق امارت نيست » . حضرتش سه مرتبه اين جمله را تكرار كرد آنگاه فرمود : « هر يك از آنان نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارترند و با وجود هر يك از آنان مؤمنان را حق امارت نيست . همهشان هدايتگران هدايت شده هستند ؛ نه نفر از فرزندان حسين » . على بن ابى طالب ( صلوات اللَّه عليه ) در حالى كه مىگريست برخاست و گفت : « پدر و مادرم فدايت باد اى رسول خدا ! آيا كشته خواهى شد ؟ » فرمود : « آرى ! با